|
نیچه و استعاره نیچه را می توان سلف فیلسوفان پست مدرن دانست چرا که او از منتقدین سرسخت مدرنیته و دوران روشنگری قرن هجدهم بوده است. نیچه منظر ها را در هم می ریزد و برای نوشتن تفکراتش و بیان نظراتش نیز باید راهی جدید برگزیند تا این نوآوری را تکمیل کند. او با سبک نوشتاری خود نشان داد که فلسفه و شعر از یکدیگر جدا نیستند و زبان ریاضی جزء ذات فلسفه نیست. به نظر می رسد نیچه طبقه بندی فلسفه را تحت عناوین موجود غیرممکن می دانسته و همین موضوع باعث می شود او نوع تازه یی از نوشتن را ابداع کند. او در مورد این پرسش که فلسفه نوعی هنر است یا نوعی علم، معتقد است که فلسفه هم در مقاصد و هم در نتایجش هنر است. نیچه در کتاب چنین گفت زرتشت، بخش سوم « درباره جان سنگینی» چنین می گوید؛«من از بسی راه ها و روش ها به حقیقت خویش رسیده ام. من تنها با یک نردبام تا بلندایی بر نشدم که بر آن چشمانم را در دوردستانم دور می زند. و همیشه راه را به اکراه پرسیده ام. نوشته های نیچه سراسر پر است از استعاره، البته آنچه به عنوان استعاره گفته می شود تنها نوع ادبی آن نیست گر چه این نوع را نیز دربرمی گیرد. - حمید صداقت . روزنامه اعتماد -
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 1:8 توسط مه دی
|
|
درباره وبلاگ
![]() سلام.من مهدی.ق هستم.متولد9 آبان 1359در تهران.دانش آموخته رشته مکانیک. چرا راجب به نیچه مطلب مینویسم؟ باید بگم در دوره خاصی و به صورت اتفاقی کتاب "چنین گفت زرتشت" به دستم رسید.این کتاب،تا’ثیری بر من گذاشت که بطور کلی روند زندگی ام تغییر کرد.با نشر این وبلاگ میخوام دین خودم رو نسبت به نیچه ادا کنم.کسی که باعث تغییر درک و نگرش من نسبت به خیلی از مسائل مهم و بنیادی زندگیم شد.امیدوارم این وبلاگ کمکی برای شناخت بیشتر شما از فریدریش نیچه و ابر مرد او باشد... خوشحال میشم اگر مطلبی راجع به نیچه دارید و یا نگاشته اید مرا یاری دهید. از همراهیتان سپاسگذارم. منوی اصلی
پیوندها
بایگانی مطالب
powered by BLOGFA.COM |